داستان شهری عجیب و مردمی که ایستادن را فراموش کردند
داستان شهری عجیب و مردمی که ایستادن را فراموش کردند
مدیر
23 بهمن 1404
0
2
زمان مطالعه : 1 دقیقه
داستان شهری عجیب و مردمی که ایستادن را فراموش کردند
کتاب «شهری که مردم آن با زانو راه میرفتند» داستان جادوگری خودخواه و بیخرد است که سعی داشت بدون دیدن توانمندی مردم شهر، آنها را در سطحی پایین آورد که خودش در آن قرار داشت.
نظرات (0)