وقتی فیلمنامهای فقط درباره یک برادر و خواهر و یک جفت کفش گمشده باشد، شاید کمتر کسی روی موفقیتش شرط ببندد؛ همان اتفاقی که برای «بچههای آسمان» افتاد و چندین شرکت فیلمسازی آن را رد کردند و حتی دوستان مجید مجیدی به او توصیه کردند این پروژه را رها کند. اما مجیدی تسلیم نشد و سرانجام تهیهکنندهای پیدا کرد که با بودجهای مختصر ساخت این فیلم محصول ۱۳۷۵ را پذیرفت. داستان حول پسرکی به نام علی میچرخد که هنگام بازگشت از تعمیراتی کفشهای خواهرش زهرا را گم میکند؛ خانواده در فقر زندگی میکنند و پدر توانایی خرید کفش نو را ندارد، پس این دو قراری مخفیانه میگذارند تا به نوبت از یک کتانی استفاده کنند: صبحها زهرا آن را میپوشد و ظهر علی در مسیر منتظر میماند تا کفش را بگیرد و خودش به مدرسه برود. با وجود تلاش زهرا برای رساندن بهموقع کفش، علی هر روز دیر میرسد، تا اینکه مسابقه دویی در مدرسه برگزار میشود که جایزه نفر سوم آن یک جفت کتانی است و علی میکوشد به جای اول شدن، سوم شود. مجیدی با رویکردی مینیمالیستی، لوکیشنهای واقعی، کوچههای باریک و خانههای قدیمی، فضایی ملموس از دنیای سخت کودکان طبقه فرودست خلق کرده و با همین داستان ساده، احساسات انسانی را به خوبی منتقل کرده است.
کارنامه جهانی این اثر بود که نام سینمای کودک ایران را بر سر زبانها انداخت؛ «بچههای آسمان» نخستین فیلم ایرانی است که به جمع پنج نامزد نهایی جایزه اسکار بهترین فیلم خارجیزبان در سال ۱۹۹۸ راه یافت و اگرچه جایزه را نبرد، همین نامزدی راه را برای آثار ایرانی در اسکار باز کرد. این فیلم پیشتر در سال ۱۳۷۵ سیمرغ بلورین بهترین فیلم پانزدهمین جشنواره فجر را گرفته بود و جایزه فیپرشی جشنواره بینالمللی مونترال را نیز به دست آورد و راجر ایبرت، منتقد سرشناس آمریکایی، آن را یکی از بهترین آثار سینمای کودکان دانست. بچههای آسمان در کشورهای متعددی اکران گسترده داشت و یکی از بهترین آثار تاریخ سینمای ایران است
نظرات (0)