یکسری از آدمهایی که خیلی شبیه خود ما هستند، با همان شیوهی و حرفزدن و برخورد، در دل «دربارهی الی» جان میگیرند؛ماجرای این فیلم با سفری سهروزه به دریای خزر آغاز میشود؛ چند نفر از همکلاسیهای سابق دانشکده حقوق، از خانوادههای طبقه متوسط ایران، با همسران و بچههایشان دور هم جمع میشوند و سپیده که برنامهریز اصلی سفر است، معلم مهدکودک دخترش، الی، را هم با خود میآورد تا او را به احمد، دوست مطلقهای که از آلمان آمده، معرفی کند. نیمساعت ابتدایی فیلم با لحنی صمیمی و سرخوشانه پیش میرود تا زیر و بم کاراکترها دستمان بیاید، اما با ناپدید شدن الی همه چیز رنگ دیگری میگیرد. این روایت را اصغر فرهادی نوشته و کارگردانی کرده که پس از اکران مورد ستایش منتقدان و مردم قرار گرفت و خرس نقرهای بهترین کارگردانی جشنواره بینالمللی فیلم برلین ۲۰۰۹ را به دست آورد؛ فرهادی در این اثر از سبک رئالیسم پیروی کرد و باعث شد موج جدیدی در سینمای ایران رقم بخورد.
پشت ظاهر ساده این سفر دوستانه، فیلمی درباره دروغ و قضاوت نهفته است؛ آدمهای درباره الی از همان ابتدا آشنا به نظر میرسند، شخصیتهایی در ظاهر روشنفکر و امروزی، نه سیاه و نه سفید که در مواجهه با بحران کمکم نیمه تاریک خود را بیاختیار لو میدهند. فراتر از هر چیز، این کارگردانی فرهادی است که حرف اول و آخر را در فیلم میزند و مخاطب را به درون فیلم پرتاب میکند و وادارش میکند که همراه شخصیتها درباره الی به داوری بنشیند. درباره الی فیلمی استوار بر تعلیق ذسد که هرچه پیش از دیدنش کمتر دربارهاش بدانیم بهتر است و بهتر است که اگر آن را ندیدهاید، سرفرصت به سراغش بروید
نظرات (0)